بک گراند پارالاکس

پرونده‌ی بیتل‌ها

shakhes (2)
پرونده‌ی اریک کلاپتون
۷ اسفند , ۱۳۹۵
orch-index
ارکستر سمفونیک چیست؟
۴ اسفند , ۱۳۹۵
 

پرونده ی بیتل ها

تأثيرگذارترين گروه راكِ تاريخ

The Beatles

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
داستان گروهی که با موسیقی خود دنیا را تغییر داد.
همه چيز از سال ١٩٥٧ در شهر ليورپول شروع شد. جان لنونِ جوان ابتدا نواختنِ بانجو را آموخت ولى به‌زودى به نواختنِ گيتار روی آورد و گروهى به اسمِ The Quarry Men با همكلاسى‌هاى دبیرستانش تاسيس كرد. از آنجايى كه بچه‌هاى كم سن و سال در اين گروه بودند اعضاى گروه به سرعت تغيير مى‌كرد ولی به اجراهایش در همان شهر ادامه مى‌داد. بعد از يكى از اين اجراها پسر جوانى به اسم پل مك كارتنى با جان آشنا شد و جان او را به گروه دعوت كرد و به او گفت كه گروه ما بزرگترين گروه دنيا می‌شه و پل به گروه او پيوست. ٨ ماه بعد از اين آشنايى، پل پيشنهاد داد كه فردِ جديدی به گروه اضافه شود. فردی به اسم جرج هريسون كه ٣ سال از آن دو، جوان‌تر بود ولى در نواختن گيتار اعجوبه بود. جرج دو هفته پس از تولدِ ١٥ سالگيش، رسما يكى از اعضاى گروه بيتل‌ها بود. گروه دِ كوارى من همينطور به اجراهایش در شهر ليورپول ادامه مى داد و در اين مدت چندين بار اسم گروه تغيير كرد. از آنجا كه جان و پل هر دو به گروه جيرجيرك‌ها كه بادى هالى موسس آن بود علاقه داشتند؛ مى‌‌خواستند از اسم يك حشره براى اسم گروه استفاده كنند. به همين علت از اسم Beetles به معنای سوسک ها استفاده كردند! البته بعد‌ها ديكته‌ى آن تغيير كرد و در نهايت به اسم The Beatles رسيدند.
بيتل‌ها شروع به نواختن در شهر‌هاى اطراف لیورپول کردند تا قدرت گروهشان را به ديگران نشان بدهند و بتوانند هوادارانى برای خودشان جمع كنند. در اين مدت سبك موسيقى آنها شكل گرفت و اعضاى گروه بيشتر باهم آشنا شدند. اما اولين فرد مهمى كه بر سرِ راهِ آنها قرار گرفت صاحب يك مغازه صفحه فروشى در ليورپول به نام Brian Epstein بود. او بعد از شنيدن اجراى آنها از موسيقى آنها خوشش آمد و چندين وقت مصاحبه با شركت‌هاى صفحه‌پركنى برای‌شان گرفت كه بتوانند آلبوم ضبط كنند. با اینکه هيچكدام از اين شركت‌ها با آن‌ها قراردادى نبستند، اما آنها نا امید نشدند.
برایان اپشتاين، همچنین كسى بود كه پيشنهاد كت و شلوار و تيپ معروف بيتل‌ها را با موهاى قارچي داد. در ادامه‌ى تلاش‌هايى كه او انجام داد، موفق شد با فردى به اسم George Martin كه انتشاراتى به اسم Parlophone Records را اداره مى‌كرد قرار ملاقاتى بگيرد. مارتين بلافاصله عاشق موسيقى‌شان و مدير برنامه‌‌ی آن‌ها شد. بعد از اينكه جرج مارتين شروع به حمايت از بیتل‌ها كرد، همه چيز برایش قابل توجه بود به غیر از درامر گروه و به همين علت پس از مدتى کوتاه، جوانی به اسم ريچارد استاركى یا همان رينگو استار جایگزین درامر پیشین شد و گروه افسانه‌اى بيتل‌ها را تكميل کرد.
پس از چند تک آهنگ، بیتل‌ها اولین آلبوم خود را تحت عنوان Please Please Me طى يك جلسه ١٢ ساعته در ماه مارچ سال ١٩٦٣ ضبط کردند که این آلبوم به مدت ٦ ماه در صدر جدول آهنگ‌هاى پرفروش اروپا و آمريكا قرار گرفت. موفقیت آهنگ I want to hold your hand بيتل‌ها را متقاعد كرد كه سفری به آمريكا داشته باشند. آنها در آمريكا با استقبال بی نظیری مواجه شدند و با حضور در شوى تلویزیونی Ed Sullivan نخستین اجرای رسمی خود را در امریکا انجام دادند. اد ساليوان آنها را با جمله‌ى معروفش معرفى كرد: خانم ها، آقایان، بیتل‌ها. پس از پخش آن برنامه، دوره‌ى جديدى از زندگى بيتل‌ها و دوره‌ى جديدى از تاریخ موسيقى راك در دنيا شروع شد.
طولی نکشید که جنونِ بيتل‌ها تمام دنيا را گرفت. تصاویر بيتل‌ها همه‌‌جا به چشم می‌خورد. از نوشت افزارِ کودکان گرفته تا آدامس بادكنكى و شيشه مغازه‌ها و... کپی برداری از نوع پوشش و آرایش موهایِ بیتل‌ها در میانِ جوانان تمام دنیا بشدت رواج یافت، و حتی کشور ما هم از این ماجرا مستثنا نبود و در یک کلام همه‌ى مردم عاشق موسيقى بيتل‌ها شده بودند. البته در این بين گاهی سرو كله‌ی منتقدينی هم پيدا می‌شد كه معتقد بودند شهرت بيتل‌ها چیزی بيش از يك حباب نيست و دیری نخواهد پایید، اما گذشت زمان، بخوبی بی‌اساس بودن این اظهارات را روشن ساخت.
در هر حال پاسخ بيتل‌ها به این منتقدين ساختن يك فيلم سینمایی کمدی بود! اکران این فیلم که A Hard Day's Night نام داشت شهرت بيتل‌ها رو چندين برابر كرد و محبوبيتشان را بي‌اندازه افزايش داد. به همراه این فيلم آلبومى نیز با همين نام منتشر شد كه شامل ترانه‌هاى منتشر شده در فيلم بود.
در زندگى شخصى اما رابطه اعضاى گروه بيتل‌ها به مراتب تنگاتنگ تر از زندگى هنري شان بود، دوستى و رفاقت آنها بسیار عميق بود و تمام مدت باهم زندگى مى كردند. جان لنون و پل مکارتنی هم، موتور آهنگسازى و ترانه نویسی گروه بودند. در این دوران اعضای گروه، یعنی جان، پل، جرج و رينگو تبديل به افرادی سخت كوش و پركار شدند. در طول چند ماه تور از شهري به شهر ديگر، اجرا پشتِ اجرا و بوجود آمدنِ مسئوليتهاى مختلف مانند رسيدگى به طرفدارها و غيره آنها را بسیار خسته كرد. از آنجایی که آلبوم بعدی آنها یعنی Beatles for Sale که در سال ١٩٦٤ منتشر شد، شامل تعداد كمى از آهنگهاى اصلى بیتل‌ها بود و باقي اثر آهنگسازان ديگر بود، در اواخر سال ١٩٦٤ آنها بر آن شدند که از شتابزدگي كم كنند و تمركزشان را روى موسيقى بيشتر نمایند.
حاصل این ماجرا، انتشار یک فیلم سینمایی دیگر به نام Help و آلبومی با همین نام بود. مهمترین بخش این آلبوم، بدون شک ترانه زیبا و به یادماندنی Yesterday بود. ترانه دیروز آهنگی است که بيشترين تعداد بازآفرینی توسط نوازندگان و خوانندگان مختلف را در طول تاريخ دارد. در این دوران بيتل‌ها روز به روز بهتر مى شدند و روند ثابتى از موفقيتها را چه از لحاظ اجتماعى و چه در زندگى شخصي تجربه مى كردند و هر روز استانداردهاى بالاترى را براى كارهایشان ايجاد مى كردند و نه تنها به هنرمندانى بهتر، بلكه به انسانهای بهترى تبدیل مى شدند.
 
باز آفرینی ترانه ی Yesterday توسط Ray Charles خواننده سرشناس امریکایی
گام بعدی گروه بیتل‌ها انتشار آلبومِ Rubber Soul بود. اين آلبوم اگرچه اولين آلبومِ بيتل‌ها نبود اما به راستى نخستین اثری بود كه كاراكتر و نوع آهنگسازى ويژه ى آنها را به نمايش مى‌گذاشت. احساسات عمیقِ نوستالژيك و روح‌نواز از یک سو و سازبندى‌های غیر‌متعارف از سویی دیگر، این آلبوم را تبدیل به اثری ماندگار نموده است. ماهیت كاريزماتيک و حركت رو به رشد و بدون خشونتى كه در آثار بیتل‌هاست، تاثيری ژرف و ماندگار بر فرهنگ مردم جهان باقی گذاشته است. آلبومِ بعدی Revolver بود، كه مخلوطى بود از ملودى‌ها، هارمونى‌ها و تركيب‌هایِ بى‌نظيرِ سازى و تركيبی از موسيقى قديمى و ابداعات جديد.
جنبشی که به لحاظ فرهنگى در امريكا براه افتاده بود، طبعا دامن بيتل‌ها را هم گرفت. هیپی ها همه جا بودند! جوانهاى ١٥ الى ٢٥ ساله اى كه از خانه بيرون مى زدند و در تلاش براى شكستن غالب ها و سنتهاى زندگى قديمى، بدنبال چيزهای "نو" مى گشتند. محصول اين دوره از زندگى بيتل‌ها انتشارِ آلبوم Sgt. Pepper's Lonely Hearts Club Band در سال ١٩٦٧ بود که به واقع میتوان آن را خلاقانه ترين اثر آنها دانست.
در همین سال پل مکارتنی طرح یک فيلم جديد را در ذهن داشت، فیلمی كه كاملا بدون فيلمنامه بود! ايده ى اصلی اينگونه بود كه تعدادى بازيگر را به همراه بیتل‌ها با اتوبوس به گردش ببرند، بطوریكه گویی اين تور در تخيلات آنها اتفاق می افتد و این فیلم مقدمه ای باشد براى آلبوم Magical Mystery Tour، كه متاسفانه اجرا و انتشار این پروژه بواسطه يك سرى اتفاقات دچار وقفه گردید.
 
میخواهم دست تو را بگیرم
ترانه ای که موجب شهرت بیتل‌ها در ایالات متحده امریکا شد.
 
بیتل‌ها و يوكو اونو(همسرِ جان لنون)
فوت ناگهانی برايان اپشتاين مدير برنامه ها و فردی که بیتل‌ها را کشف کرده بود، در حين ساخت فيلم Magical Mystery Tour نه تنها موجب توقف کار شد، بلکه يك خلا عاطفى بزرگ برای گروه ايجاد كرد، بعلاوه باعث شد مسئوليت برنامه ريزيها و كارهاى تجارى گروه به گردن خود اعضا بيفتد. در این شرایط سخت پل مکارتنی اصرار زیادی برای ادامه کار داشت درحالیکه جان لنون و جرج هریسون با او هم عقيده نبودند. همین ماجرا اولين تنش هاى بين اعضاى گروه را رقم زد و زمینه از هم پاشيدن گروه را فراهم آورد.
بيتل‌ها به منظور تجدید قوای روحی طی مسافرتى به هندوستان، با معلم يوگاى معروف ماهاريشى ماهِش ديدارى داشتند تا شاید از طریق مديتيشن و مراقبه بتوانند آرامش روانى خود را بازیابند. اگرچه هركدام از اعضا در هند تجربه هاى متفاوتى داشت اما در نهایت نااميدانه از این سفر بازگشتند.
يكى دیگر از دلایل تنش میان اعضای گروه اين بود كهجان لنون شديدا اصرار داشت كه نامزدش "يوكو اونو" در همه ى برنامه های بیتل‌ها حضور داشته باشد، حتی در هنگام ضبط در استوديو!
تقریبا همه این تنش ها در آلبوم بعدى مشهود است! طرح روى جلد بسيار ساده ی این آلبوم، به شدت با موسیقی پيچيده و سهمگين آن در تضاد میباشد. در اين آلبوم يك دو جين آهنگ اورجينال از بیتل‌ها بود و از ترانه های ديوانه وارِ Psychedelic گرفته تا ملودى هاى نرم و لطيف را شامل میشد. در همین دوران فيلم انيميشن Yellow Submarine نیز منتشر شده بود و بيتل‌ها آلبومى نیز با همين نام منتشر كردند که جرج مارتين مسئوليت تنظيم هاى اركسترال قطعات را به عهده داشت.
متأسفانه خستگى و تنش هاى فزايده اى كه گروه رو در برگرفته بود، بیتل‌ها را به سمت قبول اينكه به پايان كار گروهى خود رسيده اند سوق داد. آخرين آلبوم برنامه ريزى شده بود، اما اختلافات بين اعضا آنقدر زياد بود كه حتى راجع به جزئيات موسيقى هم نمى توانستند به توافق برسند. تهيه كننده ى كار بيشتر با ايده هاى پل مكارتنى موافق بود ولى جان لنون شديدا با آنها مخالف بود، از این رو در بعضى از جلسات ضبط شرکت نمى كرد، جرج و رينگو هم كه احساس مى كردند به وجود آنها نيازى نيست و از ايده هایشان استفاده اى نميشود، در بعضى از جلسات تمرين حاضر نمى شدند.
ترانه زیبای Penny Lane در مورد محله ای به همین نام ساخته شده، که وجودِ خارجی ندارد و زاده ی تخیلاتِ پل مکارتنی است!
 
 
آلبومِ Abbey Road مطابق برنامه به عنوان آلبومِ خداحافظى گروه ضبط شد كه شامل موسيقى هاى خوب و جذابى بود. در پائيز سال ١٩٦٩ آلبوم منتشر شد و بيتل‌ها تقریبا با اين آلبوم به كارِ خود پايان دادند اما هنوز كاملا از هم جدا نشده بودند. بعد از انتشار اين آلبوم پل مكارتنى سعى كرد اعضاى گروه را برای برگزاری یک تور متقاعد كند، ولى جان لنون و جرج هریسون مخالف این کار بودند. تشويق هاى پل منجر به برگزاری كنسرت معروف پشت بام لندن شد، بطوریكه يك روز اعضاى گروه بيتل‌ها بدون اعلان قبلی روى پشت بام يكی از ساختمانهای بلند لندن حاضر شدند و كنسرتی با شکوه برگزار نمودند و در پایان اين كنسرت، جان لنون جمله ى معروفش را گفت:
"مايلم از طرف اعضاى گروه از همه تشكر كنم، اميدوارم كه از اين آزمون سربلند بيرون اومده باشيم"
بیتل‌ها در روز ٢٩ دسامبر١٩٧٠ بطور رسمی از هم جدا شدند، اما میراث کار گروهی آنها همواره در میان علاقمندان به موسیقی، به حیات خود ادامه داده و خواهد داد.
پس از فروپاشی بیتل‌ها، هر كدام از اعضاى گروه به تنهايى شروع به فعاليت موسيقى كردند، و به راستی شایسته است که کارنامه ی هنری هر یک از اعضای گروه بعد از جدایی، مورد بررسی مفصلی قرار گیرد.
عکس مشهوری که روی جلد آخرین آلبومِ بیتل‌ها چاپ شد، و موجب شد که این خط عابر پیاده در خیابان "Abbey Road" به یکی از جاذبه های توریستی شهر لندن تبدیل گردد!
ترانه Don't Let Me Down به معنی نا امیدم نکن، از آخرین اجرای زنده بیتل‌ها، موسوم به کنسرت پشتِ بام لندن در سال ١٩٦٩
 
 
اجرای زنده ترانه Revolution به معنی انقلاب، در شوی تلویزیونی دیوید فراست سال ١٩٦٨
 
 
پیوست:
جان لنون در سال ١٩٨٠، در چهل سالگی، در شهر نیویورک به ضرب گلوله ی یکی از هوادارانش به قتل رسید.
جرج هریسون در سال ٢٠٠١ درحالی که پنجاه و هشت ساله بود، بر اثر سرطان ریه درگذشت.
پل مکارتنی و رینگو استار همچنان به فعالیتهای موسیقایی خود ادامه میدهند و هر از چند گاهی در بزرگداشت گروه افسانه‌اى بيتل‌ها کنسرتهای مشترکی برگزار میکنند.
پایان پرونده ی بیتل ها
سردبير اين پرونده: اميرحسين نوروزى
با همكارى حسين جندقى و حميد صالحى
تهیه شده در گروه هنری فیل