بک گراند پارالاکس

پرونده‌ی اریک کلاپتون

part Index
پرونده‌ی آروو پارت
۷ اسفند , ۱۳۹۵
shakhes
پرونده‌ی بیتل‌ها
۶ اسفند , ۱۳۹۵
 

پرونده ی اریک کلاپتون

پادشاه سفيد بلوز

Eric Clapton

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اریک پاتریک کلاپتون در سال ۱۹۴۵ در خانه ی پدربزرگ و مادربزرگش در منطقه ی ساری (Surrey) در جنوب شرقی انگلستان متولد شد. پدر او ادوارد والتر فرایر یک سرباز کانادایی بود که برای شرکت در جنگ جهانی دوم به انگلستان فرستاده شده بود و پیش از تولد اریک به زادگاهش نزد همسر اصلی اش بازگشت. از آن جایی که مادر او پاتریشیا ماری کلاپتون ۱۶سال بیشتر نداشت و نمی توانست به تنهایی اریک را بزرگ کند؛ پدر و مادر پاتریشیا سرپرستی اریک را به عهده می گیرند. پاتریشیا بار دیگر ازدواج می کند و از انگلستان می رود و اریک تا ۹ سالگی با این گمان زندگی می کند که پاتریشیا خواهر اوست و پدربزرگ و مادربزرگ او، پدر و مادرش هستند. اریک در خانواده ای اهل موسیقی رشد کرد. مادربزرگ اریک نوازنده ی پیانو بود. دایی و مادر او به گروه های موسیقیِ بزرگ علاقه ی زیادی داشتند و بعدها پاتریشیا به رِی کُلمن (نویسنده ی زندگی نامه ی اریک کلاپتون) می گوید که پدرِ اریک هم موزیسینِ با استعدادی بوده و در گروه های محلی انگلستان پیانو می نواخته است.
اریک تا ۹ سالگی و پیش از فهمیدنِ واقعیت درباره ی مادرش؛ در مدرسه شاگردِ آرامی بود. او به عنوان دانش آموزی موفق و علاقه مند به هنر شناخته می شد. اما تاثیرِ منفی موضوعِ مادرش، اریک را به فردی گوشه گیر و دمدمی تبدیل کرد. او با نمره هایی پایین ترک تحصیل کرد.۲ سالِ بعد را در مدرسه ای دیگر گذراند و سپس وارد شاخه ی هنر در مدرسه ای به نام هالیفیلد رُود شد.
در سال ۱۹۵۸ موسیقیِ راک اند رول دنیا را فرا گرفته بود. اریک برای تولد ۱۳ سالگی خود، یک گیتار درخواست می کند. پدربزرگ و مادربزرگش یک گیتار ارزان قیمتِ آلمانی برایش تهیه می کنند. اما به دلیلِ کیفیتِ پایین ساز، اریک آن را کنار می گذارد.
اریک پس از آن، وارد یک دوره ی یک ساله ی کارآموزی در کالجِ «کینگ استون» می شود که در اواخرِ دوره به دلیلِ تمرین کم، از آنجا اخراج می شود. بعد ها کلاپتون این دوره از زندگی اش را، دوره ای توصیف می کند که در آن تمام وقتش، صرفِ نواختن گیتار و شنیدن موسیقی بلوز می شده است.
اریک به‌دلیلِ شخصیتِ درون‌گرا و کاوش‌گرِ خود، به دنبالِ ریشه‌هایِ موسیقی راک‌اند‌رول می‌گردد و به موسیقیِ بلوز می‌رسد. او موسیقی بلوز را متناسب با شخصیت خود می‌یابد و تمام عمر دلبسته‌ی آن می‌شود. در سال ۱۹۶۲ به کمکِ پدربزرگش، یک گیتار الکتریک گیبسون مدل ES365 می‌خرد. چراکه افرادی مانندِ فردی کینگ ، بی‌بی کینگ ، مادی واترز و بادی گای؛ که به آنها علاقه‌مند بود از این گیتار استفاده می‌کردند. اریک در همان سالها، نوازندگیِ خیابانی می‌کرد و برای تامین مالی خود درکنار پدربزرگش که استادکارِ ساختمانی بود به عنوان کارگر کار می‌کرد. در سال ۱۹۶۳ اریک ۱۷ ساله به اولین گروه خودش به نامِ The Roosters ملحق شد که در همان سال، گروه از هم می‌پاشد و بلافاصله بعد از آن، اریک به گروهی پاپ، به اسم Casey Jones and The Engineers ملحق میشود. در سال ۱۹۶۳ اریک برای خودش شهرت خوبی بدست آورده بود و این شهرتِ او، به گوش اعضای گروه "Yardbirds" رسید. اریک به عنوان عضوی از این گروه استخدام شد. در طول ۱۸ ماهی که در گروه یارد‌بیردز فعالیت می‌کرد با‌عنوان Slow Hand شناخته می‌شد. چراکه اریک به دلیل گرایشاتِ بلوزی خود، نیازی به سرعت بالا در نواختن احساس نمی‌کرد. کلاپتون در سال ۶۴ و ۶۵ دو آلبوم با گروهِ یاردبیردز ضبط می‌کند. در این بین همچنان به تحقیق خود درباره‌ی موسیقی بلوز ادامه می‌دهد و در نهایت زمانی که گروه به سمت و سویِ تجاری حرکت می‌کند از آن جدا می‌شود.
اریک پس از آن، وارد یک دوره ی یک ساله ی کارآموزی در کالجِ کینگ استون می شود که در اواخرِ دوره به دلیلِ تمرین کم، از آنجا اخراج می شود. بعد ها کلاپتون این دوره از زندگی اش را، دوره ای توصیف می کند که در آن تمام وقتش، صرفِ نواختن گیتار و شنیدن موسیقی بلوز می شده است.
در سال ۱۹۶۵ جان میل از اریک دعوت می کند که با گروه John Mayall’s Bluesbreakers همکاری کند. با این گروه بود که اریک اسم و رسم کاملی به عنوان گیتاریست کسب میکند و لقب God را روی اریک می‌گذارند. در سال ۱۹۶۶ از بلوز‌بریکرز جدا می‌شود و با همراهی جک بروس و جینجر بیکر، گروه Cream را راه می‌اندازند و ۳ آلبوم ضبط می‌کنند و در سرتاسر جهان اریک کلاپتون به عنوان یکی از برترین نوازندانِ گیتارِ بلوز شهرت پیدا می‌کند. اریک بسیاری از قطعه‌هایِ گذشتگانِ بلوز را بازسازی و اجرا می‌کند. پس از، از‌هم پاشیدنِ گروه Cream؛ اریک اولین سوپر گروه خود را به‌نامِ Blind Faith پایه گذاری می‌کند. سوپر گروه به گروهی موقت می‌گویند که بهترین نوازندگان سازهای مختلف را دورهم جمع می‌کند. از آنجا که اریک، علاقه‌ی چندانی به دیده شدن نداشت؛ به عنوان نوازنده‌ی جانبی یا Sideman به همکاری با غول‌های موسیقی می‌پردازد و پس از چندی اولین آلبوم شخصی خود را تحتِ نامِ خود منتشر می‌کند.
در تابستان سال 1970، اریک به ‌همراهِ سه نوازنده‌ی دیگر، گروهی به اسم Derek and the Dominos تشکیل می‌دهد. او با این گروه، آلبومی به‌نام Layla and Other Assorted Love Songs ضبط می‌کند. زمینه‌ی کلیِ این آلبوم که آهنگ «لیلا» نیز در آن است؛ عشقِ اریک به Pattie Boyd (همسرِ جرج هریسون گیتاریستِ گروه بیتلز) بود. اریک اسم آهنگ لیلا را از منظومه ی لیلی و مجنون حکیم نظامی الهام گرفت چرا که برایش نماد عشقی دست نیافتنی بود. در ادامه، به‌دلیلِ این عشقِ نافرجام و ضربه‌ی دیگری که به‌خاطرِ ازهم‌پاشیده شدنِ گروه Derek and the Dominos می‌خورد، به مدتِ 3 سال به هرویین معتاد می‌شود. کلاپتون دراین سالها از عرصه‌ی موسیقی دور می‌شود ولی گفته شده که ایده‌های موسیقیایی زیادی ضبط می‌کرده است. در سال 1973 اعتیادش را ترک می‌کند و 2 کنسرت در سالن Rainbow Theater در شهر لندن برگزار می‌کند. این کنسرتها به نقطه‌ی عطفی در فعالیت‌هایش تبدیل می‌شوند و بعد از آن در سال 1974 آلبوم 461Ocean Boulevard را ضبط می‌کند و به دنیایِ موسیقی بر‌می‌گردد. در این آلبوم علاوه بر گیتاریست، خواننده و آهنگساز هم خود کلاپتون است.
اریک کلاپتون پس از آن، خودش را از لحاظِ موسیقیایی روز‌به‌روز بیشتر کشف می‌کند و آلبوم‌ها و تور‌های زیادی را برگزار می‌کند. در سال 1975 در کنسرت Live Aid که برای حمایت از مردم محروم آفریقا برگزار شد شرکت می‌کند و با این اجرا به طیفِ مخاطب‌های جدیدی دست پیدا می‌کند. در ادامه، اجراهای متعدد در سالن Royal Albert Hall لندن و آلبوم‌های موفقی مثل Crossroads و August باعث می‌شود که در ذهن مردم باقی بماند. در اواخرِ سالِ 1980 آهنگسازی فیلم را هم شروع می‌کند. فیلم Rush و Edge Of Darkness از جمله این فیلم‌ها بودند که آهنگ Tears In Heaven در فیلم راش، برای تیتراژ استفاده شد. هچنین اجرایِ آنپلاگدِ (آنپلاگد به اجرایِ آکوستیک قطعاتی که در اصل با سازهای الکتریکی نواخته شده؛ گفته می‌شود) همین آهنگ، جایزه‌ی گرمی را برای کلاپتون به ارمغان می‌آورد.
در سال 1994 اریک کلاپتون، با آلبوم The Cradle به معنایِ گهواره، به ریشه‌هایِ موسیقی بلوز بر‌می‌گردد. در واقع، این آلبوم، بزرگداشتی از اسطوره‌های زندگی‌اش است. در سال 2000 اریک با قهرمان دوران کودکیش B.B. King آلبومی به اسم Riding With The King منتشر می‌کند که بسیار مورد توجه قرار می‌گیرد و پرفروش می‌شود.
در سال 2005، پس از 37 سال دوباره اعضایِ گروه Cream، دورهم جمع می‌شوند وکنسرتی در سالن رویال آلبرت هال برگزار می‌کنند.
اریک کلاپتون تا به امروز در این 40 سال کار موسیقی، جوایزِ زیادی گرفته است. اریک تنها موزیسینی است که تا به‌حال 3 بار نامش در تالار افتخارات راک اند رول Rock & Roll Hall Of Fame ثبت شده است. یکبار به عنوان عضو گروه Yardbirds ، یکبار به عنوان عضو گروه Cream و یکبار هم به عنوانِ هنرمندی تنها. اریک کلاپتون در مجموع 18 بار برنده‌ی جایزه‌ی گِرَمی شده است. بعضی از این جوایز به تنهایی برای او بوده و بعضی را به همراه هنرمندانی دیگر به دست آورده است.
اریک کلاپتون در آلبوم های بسیاری از بزرگان موسیقی، شرکت داشته و با هنرمندانِ زیادی همانندِ جورج هریسون، بیتل ها، استیو استیلز، باب دیلن، یوکو اونو(همسر جان لنون)، آریتا فرانکلین، التون جان، راجر واترز، استینگ، رینگو استار و جی.جی کِیل همکاری داشته است.
پیوست شماره یک :
اریک کلاپتون در جوانی به هروئین معتاد بود. پس از ترک هروئین، سال‌ها درگیر اعتیاد به الکل شد. تا اینکه در سال 1987 موفق شد الکل را نیز کنار بگذارد. کلاپتون در فوریه 1998 مرکزی خیریه، به نامِ کراس‌رودز (Crossroads) را برای معتادان به مواد و مشروب در یک جزیره‌ی کرائیبی به نامِ آنتیگوا تاسیس می‌کند. خدمات این مرکز رایگان است و به بیماران پس از ترک، بورسیه‌ی تحصیلی می‌دهد. اریک کلاپتون چندین بار گیتار‌های خود را در حراج‌های مختلف برای کمک مالی به مرکز کراس‌رودز فروخته است. او در ژوئن 1999 کنسرتی خیریه در نیویورک تدارک می‌بیند. 5 سال بعد در ژوئن 2004 کنسرت کراس‌رودز را طیِ سه روز در دالاسِ تگزاس برگزار می‌کند. درآمدِ این کنسرت که پس از 2004 هر سه سال یک بار برگزار می‌شود به بنیاد خیریه کراس‌رودز تعلق دارد. کراس‌رودز، گیتاریست‌های مهم بلوز دنیا را دور‌هم جمع می‌کند و در دنیای بلوز بسیار با‌اهمیت است.
پیوست شماره دو :
اجرای ارکسترال قطعه ی Edge of Darkness اثر اریک کلاپتون.
پایان پرونده ی اریک کلاپتون - پادشاه سفیدِ بلوز
سردبير اين پرونده: اميرحسين نوروزى
با همكارى حسين جندقى و حميد صالحى
تهیه شده در گروه هنری فیل